به نام خدا
تو را ای وطن دوست دارم
 

  انوشیروان روحانی نامی در قلب موسیقی ایران ...

 

( به فراخور زادروز انوشیروان روحانی )

یکی از آهنگسازان و رهبران ارکستر برجسته و نامدار ایران زمین که پیوسته در راستای شکوفایی و پویایی آوا های دلنشین ایرانی از هیچ تلاش و کوششی دریغ نورزید و نوای سازهایش را در قلب دوستدارانش تا همیشه ماندگار کرد استاد " انوشیروان روحانی " است.

" انوشیروان روحانی " نخستین کسی است که ساز " ارگ " را وارد ایران کرد تا بدین گونه خالق و آفریننده آهنگ هایی ماندگار به نام خود شود .

وی از اساتید بزرگی همچون جواد معروفی و روح ا... خالقی و دیگر بزرگان پهنه موسیقی ایران بهره برد تا بتواند انوشیروانی روحانی برای خود و دوستدارانش باشد.

در این میان برای بزرگداشت وی یک هنرستان موسیقی شبانه روزی در "خیابان جمهوری" تهران به نامش تاسیس و راه اندازی گشته است.

این بزرگ مرد همیشه خندان دنیای موسیقی فرای کامیابی هایی که در این زمینه داشته درعرصه و پهنه هوانوردی نیز استادی بی بدیل بوده که گواهینامه خلبانی خود را در سال 1354 گرفت تا بتواند با هواپیمای شخصی خود آسمان ایران را همچون دل های دوستدارانش درنوردد.

 


 

یکم امرداد زاد روز این استاد برجسته و نامدار است که در شهر سرسبز رشت دیده به دنیا گشود.

 


برچسب‌ها: انوشیروان روحانی
نویسنده : اشکان | ساعت 14:39 روز چهارشنبه یکم مرداد 1393
| لینک ثابت

  یادنامه شاپور شهبازی ؛ باستان شناس و پژوهشگر بی بدیل تمدن هخامنشی

 (به فراخور هشتمین سال جاودانگی دانشمندی بزرگ)

يكي از برجسته ترين مورخان و كهن نگاران دوره هخامنشيان و از شيفتگان و عاشقان دنياي باستان شناسي ايران كهن كه با پژوهش ها و بررسي هاي گوناگون در زمينه هاي تاريخ و تمدن ايران باستان، هنر باستان و زبانهاي باستاني، چراغ نور و آگاهي را براي دوستداران و دانش پژوهان در اين رشته روشن ساخت تا پژوهش هاي تاريخي ايران مبناي آكادميك به خود گيرد " پروفسور علیرضا شاپور شهبازی " است .

اين معلم بي بديل تاريخ باستان ايران با توجه به توانمندي هاي ذاتي خويش توانست در برشي از زمان رياست موزه ملي ايران در بخش تاريخ را در كنار پژوهش هاي برجسته خويش بدست گيرد. وي همچنين توانست پس از تلاش هاي بسيار بنيادي را با نام "بنداد تحقيقات هخامنشي " بنيانگذاري كند تا سبب ساز پژوهش ها و كاوش هاي پس از خود توسط شاگردان و باستان شناسان اين سرزمين باشد. اين بنياد هدفش تحقیق و پژوهش دربارهٔ ایران دوران هخامنشی در همه ابعاد زندگي آن دوران بود.

25 تیرماه؛ سالروز درگذشت این رادمرد راستین ایران زمین است که  کاشانه جاودانی و همیشگی اش  را در جوار و همسایگی حافظ شیرازی و در باغ مشاهیر حافظیه تا همیشه بنا نموده است.

یاد و نامش هماره با فرهنگ تاریخی این سرزمین هم گام و ماندگار است.


برچسب‌ها: شاپور شهبازی, باستان شناس تمدن هخامنشی
نویسنده : اشکان | ساعت 14:7 روز سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393
| لینک ثابت

  به یاد اشک هایی که با رفتنش هویدا شد ...
 

به فراخور زادروز استاد " امیر همایون خرم " ...

نام نیکی گر بماند زآدمی               به کزو ماند سرای زرنگار

در این جهان بی کران و در میان همه موجودات و باشندگان این گوی خاکی تنها انسان است که همواره به ماندگاری یاد و نامش اندیشیده و همین خوی و سرشت سبب شده تا در برش هایی از زندگی مادی، طرح و نگاره ای نو در انداخته تا یاد و نامش را در کنار خدمت و یاری رسانی به دیگران به گونه ای برجسته در قلب زمان ماندگار سازد.

در این میان یکی از بزرگترین نوازندگان و آهنگسازان این سرزمین که بی گمان  قلب و روح بسیاری از شیفتگانش را به تسخیر ساز و نواهایش درآورد استاد " امیر همایون خرم " است.

استاد امیرهمایون خرم؛ نوازنده نامدار و چیره دست ویولون و آهنگساز سرشناس و شهیر ایرانی در کارنامه درخشان و جاودانه اش ماندگاری های بسیاری را در پهنه قلب و احساس این مرز و بوم بر جای گذارده که هر یک از آثارش می تواند بندهای ناگسستنی را میان او و دوستدارانش نهادینه و استوار ساخته و آن ها را تا گذشته های احساسشان همراهی کند.

امروز " نهم تیرماه " زاد روز استاد "همایون خرم" است که 82 سال پیش در بوشهر چشم زمینی را به روی دنیای خاکی گشود تا از برکت وجودش آواهایی از عشق و مهر را به همه قلب های عاشق ارمغانی جاودانی دهد.

 یاد و نامش هماره در اندیشه های دوستدارانش ماندگار و پایاست.


برچسب‌ها: زادروز همایون خرم؛ همایون خرم؛
نویسنده : اشکان | ساعت 12:53 روز دوشنبه نهم تیر 1393
| لینک ثابت

  خرمشهر؛ شهر خون، شهر خرم شهرهای ایران زمین
 

 

هر ديار و سرزمين در درازاي عمر خويش، بارها و بارها ناگزير از جنگ ها و پيكارها در برش هاي گوناگون تاريخ براي پاسداري از كيان و تماميت ارضي و يكپارچگي سرزمين خود، شاهد از خودگذشتگي پوران و فرزندان آن سرزمين در راستاي آزادي خاك ميهن خویش بوده تا بدين گونه، نمايي ازخود گذشتن ها و ايثاركردن ها بتواند بهترين درس هاي نانوشته زندگي براي ديگر نسل ها باشد.

جنگ هايي كه همواره برخاسته از خوي و سرشت زشت حيواني بوده و طغيان نمودن شهوت قدرت طلبي و فزون خواهي و زياده خواهي حكمرانان در زمان هاي گوناگون براي استوار ساختن و مستحكم تر نمودن پايه هاي حبابي تخت حكمراني و اريكه جاه پرستي بوده است.

جنگ هايي كه  فراي پيروزي ها و شكست ها، دستاوردها و برآيندهايش؛ ويراني ، آوارگی، آه ، فغان و گريه قربانيان و بازماندگان را به همراه داشته است ...

در اين ميان سرزمين مان ايران در برشي از زمان، شاهد يك جنگ تمام عيار، ناهمگون و تحميل شده از سوي مافياي قدرتمند استكبار گردنكش بود که بر کشورمان در سال های نخستین انقلاب سایه افکند تا همگان؛ از پير و جوان  با عزمي راسخ و استوار و با هر اندیشه و آیین را برای صیانت و پاسداری ازذره ذره این خاک پاک که استقلال ، آزادی، ناموس و شرف آن در گرو غیرت  و تعصب میهن دوستانه مردمانش بود به  ميدان رزم كشاند...

در این آشفتگی روزهای نخستین جنگ و در پیکاری نابرابر، بخش مهمی از پیکره وجودی این سرزمین بدست آلوده و پلید اشغالگران تا دندان مسلح افتاد تا برای چندگاهی بسیار کوتاه در توهمی خودساخته و ژرف از كارستان شان فرو روند...تهاجمی که با پنداري  برخاسته از زیاده خواهی ها همراه  بود.

این گاه خرمشهر گویی تمام ایران شده بود... همه مردم این کوی و برزن یکی از فرزندان خویش را در چنگال تیز و زهرآلود گروگان گیران آدمکش بعثی می دیدند و برای آزاد و رها نمودن بخشی از کیستی و هویت خود از دست یاغیان، از هیچ تلاشی روی گردان نبودند و جانشان را بالاترین سرمایه برای آزادی جگرگوشه شان می دیدند.

سرانجام آن ایثارگریها، جانفشانی کردن ها، جان برکف نهادن ها و خون های ریخته شده دلیرمردان رزمنده آزاده خوی به روی زخم هاي  پدیدار گشته بر چهره این پور ایران زمین به بار نشست و سبب ساز جنبشی بزرگ برای زمین گیر کردن اشغالگران شد تا پس از گذشت روزهای تاریک و پر درد و دود اسارت، با درایت و عزم و اراده پولادین رزمندگان دلیر این سرزمین، نافرجامی این نقشه شوم، بیش از پیش برای استعمارگران و زورگویان کور دل آشکار شود.

در این رهگذر؛ حماسه ای جاوید و ماندگار در سوم خردادماه 1361 خورشیدی رقم خورد تا برای همیشه در ذهن زمان ثبت و نگارش شود...

آری ! خرمشهر؛ شهر خون، شهر خرم شهرهای ایران زمین آزاد شد.

اکنون؛ خرمشهر نماد پیروزی تمام ارزش های این سرزمین است...

خرم شهري كه درختان نخل سر به آسمان ساييده اش نشان از بلندهمتي و راست قامتي بزرگ مرداني دارد كه با خون خويش سبب ساز آبياري اين ارزشهاي ورجاوند و مقدس شدند.

براستي كه سالكان راه آزادي، شهيدان گلگون كفني هستند كه  ياد و راهشان هماره در قلب ها و انديشه هاي اين ديار تا هميشه تاريخ اين سرزمين زنده و پررهرو خواهد بود.

کجایید ای شهیدان خدایی ...

 


برچسب‌ها: خرمشهر؛ خونین شهر؛ خرم شهرهای ایران زمین؛ سوم خردا
نویسنده : اشکان | ساعت 0:15 روز پنجشنبه یکم خرداد 1393
| لینک ثابت

  اگر فردوسی نمی بود ...



" اگر فردوسی نمی بود " نام جستاری بود که استاد دکتر میر جلال الدین کزازی از پژوهشگران ادبی و پارسی مداران برجسته این سرزمین در همایشی که به دعوت از انجمن دانش آموختگان دانشگاه شیراز شکل گرفته بود به فراخور و مناسبت هزارمین سالگرد سرایش شاهنامه ایراد سخن نمودند که در این جا و به فراخور روز بزرگداشت فردوسی توسی گزیده ای از آن سخنرانی را به همه دوستان فرهنگ دوست پیشکش می نمایم.
 
" ... گاهی گفته می شود که متنی گرانسنگ و درازدامان مانند شاهنامه در جهان امروز که ویژگی برترین و بنیادین آن، شتاب و آسیمگی است کارکردی نمی تواند داشت. کمتر کسی را می توان یافت که تاب و شکیب و زمان آن را داشته باشد که متنی چنین را از آغاز تا انجام بخواند...
خواندن شاهنامه خود کاری است شگرف که به آگاهی و شناخت آغازین از آن نیازمند است. پس آیا داستان این است که ایرانیان کنونی نیازی به شاهنامه ندارند؟

ما ایرانیان به ویژه در این روزگار بیش از هر زمانی به شاهنامه نیازمندیم...


اگر شاهنامه نمی بود چه می شد؟

پاسخ روشن است، این همه والایی، شگرفی، شگفتی، شکوه، فرزانگی، فره، روشنی و ارزش های والای انسانی از میان می رفت. بی گمان ایرانیان مانند هر مردمی در پهنه گیتی روزگاران؛ خموشی ، تیرگی، اندوه و پژمردگی داشته اند و ما شاید بیش از دیگران داشته ایم ولی می نازیم به این که در آن روزگاران نمانده ایم. هنر ما ایرانیان این است که در پی هر تازش به ویژه فرهنگی نه تنها در نمانده ایم بلکه روزگاری از شکوفایی و نوزایی را پدید آورده ایم... 


اگر فردوسی نمی بود؛ من امروز در این جا در برابر شمایان نمی ایستادم که از جاودانگی ایران و فرهنگ ایران با شما سخن بگویم.


اگر فردوسی نمی بود؛ هم اکنون به گمان بسیار به زبان شکرین و شیوای پارسی با یکدیگر سخن نمی گفتیم .


فردوسی نماد ایرانی بودن است به همان سان که شاهنامه او نامه فرهنگ و منش ایرانیان است...


فردوسی چونان ناب ترین و نژاده ترین ایرانی، باوری پولادین به سرزمین و تاریخ و فرهنگ ایران داشت، از این روی شاهنامه را سرود و شاهنامه زاده این باور پولادین است.


... اگر بخواهیم ایرانی بمانیم در این روزگار پرآشوب که اندیشه از در و دیوار فرو می ریزد، چه می بایدمان کرد؟ ما در دریای آگاهی و اندیشه شناوریم و دریا جای سرگشتگی است. هر که در دریاست به ناچار دچار سرگشتگی هاست مگر آنکه پایگاهی بجوید برای ایست؛ تا خیزاب ها او را نربایند و در خود نشکنند ونبرند. آن پایگاه شاهنامه است. با آن از هیچ تازیانه و تندبادی باکمان نیست.


ایدون باد ( این گونه باد.)  "


برچسب‌ها: دکتر میرجلال الدین کزازی, سرایش شاهنامه, فردوسی توسی
نویسنده : اشکان | ساعت 17:31 روز پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393
| لینک ثابت

  روز ملی شاخاب پارس؛ کیستی و هویت ایرانیان
 

چند گاهی است روز ملی شاخاب پارس که هماره آن را با نام تازی " خلیج فارس " می نامیم در هنگامه ۱۰ اردیبهشت ماه هر سال در گاهشمار این سرزمین خوش می درخشد تا یک سد بازدارنده ای در برابر داووش و ادعای ایران ستیزان و تازیانی باشد که پیاپی در پی ثبت و نگارش و در اختیار گرفتن این نگین نیلگون و مقدس ایرانیان  برای گذاردن در شناسنامه بی هویت خود هستند!

در این روز مقاله ها و نوشته های بسیاری در راستای آگاهی رسانی و روشن گری این موضوع و جستار راستین و حقیقی به زیر چاپ اندیشه ها و افکار می رود تا بیش از پیش این داشته و دارایی مینوی را به جهانیان بشناسانیم.

در این میان بر همه ما ایرانیان، بایسته و لازم است تا با رویکردی ملی و بسته به توانمندی های خود در راستای همیاری و پشتیبانی از این روز بزرگ به گونه ای شایسته در شکل و قالب نوشته،‌ مقاله، پیامک و ... کارساز و تاثیر گذار باشیم.

 " شاخاب نیلگون همیشه پارس،این یادگار دیرینه آریایی همچون نگینی درخشان برتارک وجودی این سرزمین تا ابد خواهد درخشید وتشعشعات درخشان و تابناکش هماره خاری برچشمان ناپاک تازیان بیابان گرد خواهد بود. "

                                  این روز بر همگان شاد و خجسته باد.



 


برچسب‌ها: روز ملی شاخاب پارس, خلیج پارس
نویسنده : اشکان | ساعت 10:42 روز چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393
| لینک ثابت

  زاد روز محمد معین؛ اندیشه ای زرین در فرهنگ زبان پارسی
 

نهم اردیبهشت ماه؛ زاد روز بزرگ مرد فرهنگ مداری است که با شیره جان برای واژگان پارسی شناسنامه ای ساماندهی کرد که تا همیشه همچون منبع و بن مایه ای استوار در دسترس همگان باشد.

دکتر محمد معین نخستین دانش آموخته دورهٔ دکتری ادبیات پارسی در ایران شناخته می شود. وی سمت استاد کرسی «تحقیق در متون ادبی» در دانشکده ادبیات تهران را دارا بود. وی با علامه دهخدا در گرآوری لغت نامه همکاری بسیار نزدیکی داشت تا آنجا که بر اساس وصیت نامه دهخدا، دکتر معین به ریاست امورعلمی سازمان لغت نامه منصوب گردید.

دستاورد اندیشه های دکتر محمد معین بیش از 70 کتاب و رساله تحقیقی و ادبی می باشد که فرهنگ 6 جلدی ( پوشینه ) معین یکی از برجسته ترین یادگارهای آن استاد بزرگوار بوده که می تواند منبع و بن مایه درست و استواری برای پژوهشگران، دانشجویان و دوستداران به زبان پارسی باشد.

یاد و نامش هماره در گنجه اندیشه دوستدارانش تا همیشه ماندگار است.

 


برچسب‌ها: محمد معین, فرهنگ معین, زادروز دکتر محمد معین
نویسنده : اشکان | ساعت 10:45 روز سه شنبه نهم اردیبهشت 1393
| لینک ثابت

  برگی از هزاران برگ اندیشه های سعدی شیرازی
 

منت خدای را عزوجل، که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می رود، ممد حیات است و چون بر می آید، مفرح ذات. پس درهر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.

از دست و زبان که برآید          کزعهده شکرش به در آید؟

         

 بنده همان به که زتقصیرخویش     عذر به درگاه خدا آورد

 

ورنه سزاوار خداوندیش             کس نتواند که به جای آورد

 

باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده.

پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی به خطای منکِر نَبُرَد.

 

یاد و نامش هماره در ذهن زمان تا همیشه؛ گرامی، پاینده و استوار است...

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز              مرده آنست که نامش به نکویی نبرند


برچسب‌ها: سعدی شیرازی, یادروز سعدی
نویسنده : اشکان | ساعت 8:59 روز دوشنبه یکم اردیبهشت 1393
| لینک ثابت

  سال نو و نوروز باستانی را با بیداری اندیشه آغاز کنیم.
 

نوروز؛ کهنسالترین و بزرگترین جشن میهنی ایرانیان از روزگاران کهن تا به امروز در گاهشمار هزاره این سرزمین، فراز و فرودهای بسیاری را درنوردیده و به همراه  خود کوله باری از آیین ها و فرهنگ های پربار این سرزمین را تا بدین جا برایمان به ارمغان آورده است.

نوروز؛ نمادی از سرسبزی و شادابی این زیستگاه اهورایی، همراه با آواز مستانه پرندگان و نسیم خوش بهاری، هر ساله شهبال گسترده خویش را بر سر این سرزمین می گستراند تا بدین شکل و نگاره، باری دیگر اصالت و تبارمند بودنش را برهمه کسان این سرزمین و یادبودها و نشانه های برجای مانده همچون پارسه، پاسارگاد، هگمتانه، شوش و دیگر یادمانهای این دیار کهن یادآوری نماید.

نوروز؛ با گسترانیدن خوان رنگارنگ “هفت سین” که نمادی از پویندگی و زندگی است اینچنین آغاز می گردد تا ؛

سبزه، نمادی از اندیشه سبز و بیداری و همچنین رنگ میهنی ایرانیان باشد

سمنو، نمادی از باروری و زایش گیاهان و دیگر جانداران باشد

سنجد، نمادی از سرمستی و دلدادگی باشد

سماق، نمادی از چاشنی  زندگی باشد

سیر و سرکه، نمادی از پاکیزگی و گندزدایی باشد

سیب سرخ، نمادی از شور و شادی و سلامتی باشد

در این میان ما نیز همچون دیگر آفریده های ایزدی باید به یک دگرگونی و دگردیسی روان و اندیشه  دست یابیم و بالندگی و پیشرفت  خود را در زیر پا گذاردن ارزش ها و خرد کردن دیگران نیابیم، بلکه آن بالندگی ها را زنجیروار و در کنار هم بودن بیازماییم تا به چکاد و قله های والای سربلندی برای خود و میهنمان برسیم .

بیاییم در این خجسته نوروز؛ خشک اندیشی ها و منش های ناپسند را همراه با خانه تکانی کردن دلهایمان زدوده و دریچه اندیشه مان را به روی باغ های سرسبز و گل های خوشبوی بهاری بگشاییم تا که اندیشه مان هوایی بخورد و از عطر گل های بهاری سرشار و سرمست  شود و در باغچه ذهنمان آنقدر گل های زیبا بکاریم تا مجال روییدن علف های هرز فراهم نشود.

در اینجا بایسته است؛

            " فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید پیشدادی را بر همه دوستان و هم میهنان پاک اندیش، راست گفتار و نیک کردار شادباش گویم. "

بهین جشن نوروز و مهین یادگار نیاکان؛ بر ایرانیان فرخنده باد.


برچسب‌ها: نوروز باستان؛ سال نو؛ هفت سین
نویسنده : اشکان | ساعت 12:30 روز چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392
| لینک ثابت

   کوچ بنفشه ها

" کوچ بنفشه ها " نام ترانه ای است که " فرهاد مهراد " با آوایی دلنشین یکی از دلنوشته های " دکتر شفیعی کدکنی " را برای همیشه در ذهن هوادارانش ماندگار کرده است.

این ترانه پیشکش همه شما دوستان.


در روزهای آخر اسفند

در نیم‌روز روشن

وقتی‌ بنفشه‌ها را با برگ و ریشه و پیوند و خاک در جعبه‌های کوچک چوبین جای می‌دهند

جوی هزار زمزمه‌ درد و انتظار

در سینه می‌خروشد و بر گونه‌ها روان

ای کاش آدمی، وطنش  را همچون بنفشه‌ها می‌شد با خود ببرد هر کجا که خواست

در روشنایی باران

در آفتاب پاک

 


برچسب‌ها: کوچ بنفشه ها, روزهای آخر اسفند, فرهاد مهراد
نویسنده : اشکان | ساعت 21:46 روز جمعه بیست و سوم اسفند 1392
| لینک ثابت