به نام خدا
تو را ای وطن دوست دارم
 

  شيراز؛ شهر آشوب شهرهاي ايران زمين...
 

گاهشمار هر سرزمين به فراخور آيين ها ، بزرگداشت ها، جشن ها و ياد روزهاي ويژه اي كه در برگ هاي زرين خود جاي داده؛ جز و بندي از هويت، كيستي وپويايي آن ديار بوده كه نمايش دادن آن روزها مي تواند نشاني از ارزش گذاري ها،  يادآوري و پاسداشتن  داشته هاي  آن ديار و سامان باشد ...

 برگ هايي كه بر پهنه سپيدشان نام ها و يادها ثبت و نگارش گشته است ...

در همين راستا سرزمينمان ايران نيز بيشماري از اين برگ هاي زرين را در خود به يادگار داشته كه سر رسيد هر كدام، نكوداشتي براي ماندگاريشان است.

يكي از برگ هاي گاهشمار اين سرزمين كه در ذهن و انديشه ها  ثبت شده ولي تا اكنون در برگه گاهشمار اين روز كه نيمه ارديبهشت است نامي از آن به چشم نمي خورد " ياد روز شيراز " است . نامي كه در دفترچه انديشه همگان جاي گرفته و براستي اوج زيبايي بهار زيستگاه و طبيعت  را ميهمان چشمان همه مردم اهل دل مي كند .

 شيراز؛ نامي شهير و نگريستني كه ريشه در درازناي تاريخ و هنگامه اين سرزمين داشته، به راستي شهر راز نامي برجسته و نگريستني براي اين دياركهن است. شهري كه شناسنامه اش با  نام بزرگ مردان و مشاهير و نامداران فارس گره اي ناگسستني خورده تا به تنهايي چشم اندازي تمام نما براي يك سرزمين باشد...

شيراز؛  نامي درخشان در گاهواره اين سرزمين  كه بوي بهار نارنجش همراه با نسيم خوش بهاري  مشام هاي رهگذران را سرشار كرده و سرخوشي و سرمستي را به وجودشان ارمغان مي دهد و باغ هايش به همراه جويبارهاي هميشه روان و زلالش چشم ها را به زيبايي هايش مي آرايد...

شيراز؛ شهر سروهاي افراشته سر ، كه نماد استواري، پايداري و بزرگي همه بزرگان اين سرزمين  است.

شيراز ؛ شهر باغهاي قصردشت، دلگشا، ارم، جهان نما، عفيف آباد و ... 

شيراز؛ شهر شعر و ادب و هنر پارسي و پايتخت فرهنگي ايران زمين نگاه جهانيان را در يادروزهاي شاعرانش به خود مي خواند تا پيام هاي عشق وشناخت و معرفت را با مهري ماندگار بدرقه همه  شيفتگان كند...

شيراز؛ شهر و ديار حافظ و سعدي شيرازي كه چكاد و قله هاي عشق و عرفان و سخنوري را در  سيطره خويش گرفته و كسي را ياراي رسيدن به آن چكادها و قله ها نيست، نويسندگان و شاعران و چكامه سران بسياري را در خود پرورانده  كه راه سعدي ها و حافظ ها و ديگر بزرگان اين  مرز و بوم  را به نيكويي پيموده تا كه نامشان هماره در دفتر اين ديار تا هميشه ماندگار بماند.

شيراز؛ شهر آشوب شهرهاي ايران زمين است...

پانزدهم اردیبهشت ماه یادروز شیراز گرامی باد.


برچسب‌ها: روز شیراز؛ یادروز شیراز؛ شیراز, شهرآشوب شهرهای ایران زمین
نویسنده : اشکان | ساعت 8:30 روز سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴
| لینک ثابت

  به فراخور یاد روز سعدی شیرازی

یکی از پاسداران و بزرگمردان اندیشمند فرهنگ راستين زبان پارسی که آهنگ سخنانش مرزهای فرهنگ را در نوردید و دیوارهای فرهنگی ما را  برای همیشه با گوهر سخنانش آذین بست  " شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی " است  که در مکتب خانه  اندیشه اش فصاحت و سخنوري و بلاغت و رسايي سخن ، روانی ، زیبایی و دلربایی و حکمت و معرفت را پيشه خود ساخت تا هر اهل دلی در گلستان کلامش روح و روان را به نسیمي خوش سپرده و از خوشه های  خرمن حکمت و اندرز؛ ميوه هايش را برچیند و بوستانش را جلوه گاه عاشقان راهش کند.

سعدی؛ این پروردگار زبان پارسی با زبان سهل و ممتنع خویش داروی تلخ نصیحت و پند و اندرز را به شهد ظرافت و تيز نگري درآمیخت تا گوارایی نوشیدن کلامش را همگان احساس کنند و شیرینی سخنانش سبب ساز ضرب المثل ها و زبانزد همگان شود...

سعدی؛ این استوره کهن زبان پارسی به یُمن اندیشه های بال گسترش، خوانی از نعمت ها و داده های کردگار را برای همگان گسترانیده تا هر کس به اندازه گنجایش وجودی خویش از آن بهره برد.

 

يكم ارديبهشت ياد روز استاد سخن، سعدي شيرازي گرامي باد.


برچسب‌ها: یاد روز سعدی شیرازی, سعدی
نویسنده : اشکان | ساعت 13:28 روز سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴
| لینک ثابت

  بهار؛ آغازی برای خیش زدن خویشتن

زمین دگر باره در یک چرخه منظم و سازمند، از خواب خوش زمستانی که چهره اش را با انبوهی از کریستال های سپید و بارش های زلال و مهرگونه آفرینش در هم آمیخته بود با تابش آفتاب بهاری همراه با  آواز دلنشین پرندگان، سرمست از بوی گل های بهاری سر از بالین به در آورده تا بستری گرم را درگستره ای سترگ از گیتی به تمام آفریدگان روی زمین ارمغان دهد...

 

در این چرخه  آفرینش که زمان بسوی بی کران ها پیش می رود پیام  زایش ها، رشد و نموها و بالندگی ها را همراه و هم ساز خود می سازد تا بدین شکل و گونه جنبش و پویایی جهان هستی را که یکی از روشن ترین و راستینه ترین راستین هاست را بر دیدگان موجودات جهان بیاراید.

 

در این راستا؛ گوی خاکی و زمینی ما نیز که بخش و بندی از جهان بی پایان آفرینش است در رهگذر این جنب و جوش های هستی و کائناتی، چهار فصل و موسم زیبا را یکی پس از دیگری در می نوردد تا هر یک به نوبه خود بستری برای ادامه زندگی و زیستن موجودات گوناگون در ابعاد وجودی خویش باشند .

 

بی گمان موسم بهار زمانی درخور و بهنگام  برای گسترده شدن فرش های سبز در پهن دشت سرای زمین به همراه چشم اندازی  زیبا و آرام بخش بر قلب طبیعت و زیستگاه خداوندی است که در آن هنگامه باغ و دشت و دمن، رنگ و آرایش تازه ای بر چهره زده و برچشم ها سرمه کشیده و سرزندگی و  شور و شادی را به پیرامون می پراکنند.

 

اکنون که در این موسم، زمین به شکلی نگریستنی زینت یافته و شکوفه های بهاری مشام هوا را سرشار از بوی خوش کرده و موسیقی و آهنگ پرندگان خوش آواز، گوش ها را نوازش می کنند و سبزه زارها با نسیم خوش نوروزی به شکلی خرامان به پایکوبی می پردازند، در این میان؛ منِ انسان نیز باید آغازگر یک جنبش درونی باشم...

 

 آغازی برای خیش زدن خویشتن ...

آغازی برای شناخت و بازگشت از خود بیرونی به خود درونی خویش ...

 آغازی برای بیدار کردن کودک درون خویش...

 آغازی برای خانه تکانی و زدودن گرد و غبار منیت ها و خودخواهی ها و هر گونه سرشت بد و اهریمنی از کاشانه وجودی خویش ...

آغازی برای نمایان کردن تصویر و چهره ای پاک و بی آلایش از خود راستینمان...

 

این آغاز شدن ها می تواند دروازه ورود انسان به شناخت از خود و در پی آن خدای اندیشه های خود باشد.

 

همانگونه که موسم بهار مایه دگرگونی زیستگاه و طبیعت خداوندی به بهترین شکل ممکن می شود، بهار اندیشه نیز می تواند سبب رشد و شکوفایی باغچه ذهنمان گشته و بهترین دگرگونی های درونی را برایمان به ارمغان آورده و در تمام وجودمان تا همیشه زندگیمان ساری و جاری سازد.

 

 

 

سال نو ...

 

بر هم میهنان شاد و خجسته باد.


برچسب‌ها: بهار؛ نوروز؛ آغازی برای خیش زدن خویشتن
نویسنده : اشکان | ساعت 7:38 روز شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴
| لینک ثابت

  سپندارمزگان؛ نامی برخاسته از عشق و دوستی...

هر دیار و سرزمینی پیشینه های گوناگون و ویژه خود را که برخاسته از داشته ها، اندوخته ها، آموزه ها و یادبودهای گذشتگان خویش بوده هماره در گنجه های ملی خود نگاهداری و نگاهبانی نموده تا بدین شکل و در درازنای زمان آن هویت ها و کیستی های دیرینه و کهن سینه به سینه و دست به دست گشته تا بدین گونه و در زمان ویژه خود، نمایی از بودنشان را بر همگان بنمایانند.

در این میان سرزمین ایران که نامش آراسته و زینت یافته به هزاران فرهنگ نیکو و نگریستنی و غنی از گذشته های دور تا اکنون است جشن های بسیاری را در ذهن زیبای خود به یادگار داشته که هر کدام با ریشه های تبارمند و اصیل خود فلسفه وجودی خویش را در قلب زمان به نگارش آورده و پیام هایی سرشار از انسان دوستی ، مهرورزی و عشق را بر سردرب کاشانه شان آویخته داشته اند.

یکی از هزاران روزهای نیک  این سرزمین که سرمنشا بسیاری  از دیگر جشن ها در سرتاسر این گوی خاکی گردیده و چه بسا خود نیز در میان آن روزها و جشن های پس از خود گم  و نادیده گشته  " روز سپندارمزگان " است که نماد و نوری از سرچشمه عشق و دوستی و نیک خواهی و همچنین زایش و باروری زمین و پیوند خورده با نام ورجاوند مادر به سبب بارور بودنش می باشد.

بی گمان فرهنگ ما فرهنگی شاد گستر بوده که با گذر زمان و در پی ناآگاهی ها به بوته فراموشی سپرده شده و چند گاهی بس دراز است که این شادی کردن ها و ابراز نمودن این جشن و سرورها را از سرزمین های بیگانه می دانیم و اندیشه مان بر این استوار است که این رویدادها را به شکلی وارداتی همچون چیزهای دیگر به سرزمین مان آورده ایم و می خواهیم با رنگ و بوی باختری و غربی آن را به یکدیگر پیشکش نماییم و ناآگاه از این هستیم که خودمان این روز و روزهای این چنینی را با گستردگی بسیاری داشته ولی منبع و سرچشمه اش را گم کرده ایم...

هر چند عشق ورزیدن به هر زبانی زیباست ولی چرا آنچه را که خود داشته ایم را از دیگران بدانیم و بخواهیم! عشق تنها اکسیر راست و واقعی است که باید به کمال رسیده تا  آنگاه بتواند در دل دل سپردگان نشسته و جوانه زند و با اشک عاشقان آبیاری گردد.

تمام این گونه روزهای شاد و جشن و سرورها برای شاد کردن خودمان و پیرامونمان و به یادآوردن آن بخش از وجودمان است که سرشار از عشق و دوست داشتن هاست ولی در برشی از زمان ممکن است دیگر مسایل و مشکلات زندگی آن ها را در سایه نگاه داشته باشد...

تنها با آگاهی دادن هاست که مردممان خواهند دانست که ما نیز روزهایی همچون عشق را با نام " سپندارمزگان " داشته ایم و می توانیم آن را به یکدیگر ارمغان دهیم.

بیاییم پیش از نگاه کردن به دست دیگران، دستان خودمان و داشته های خودمان را نیز ببینیم و سرکی به گنجه های کهن و قدیمی خویش بزنیم تا اینکه بخواهیم از موزه های دیگران و داشته هایشان که چه بسا غرامت های گرفته شده از فرهنگ ما بوده است را برای خود داشته باشیم و پیش از هر الگو پذیری بتوانیم و تلاش کنیم و بخواهیم که الگو مدار باشیم.


برچسب‌ها: سپندارمزگان؛عشق و دوستی ایرانی
نویسنده : اشکان | ساعت 15:8 روز سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳
| لینک ثابت

  ناصر چشم آذر؛ آهنگسازی برای تمام فصل ها

به فراخور زادروز ناصر چشم آذر؛ موسیقی دان و آهنگساز

نوای موسیقی یکی از ماندگارترین و تاثیرگذارترین آواهایی است که قلب و جان هر جانداری را به شکلی دگرگون ساخته تا بیانی باشد در راستای رشد و پویایی و ماندگاری.

آوای موسیقی از چنان فریبندگی و افسونگری برخوردار است که  بسیاری را در صنایع گوناگون صنعتی و تجاری و فضاها و مکان های مینوی و معنوی ... در جهت و همسو با رشد و بهره وری بالا به خدمت گرفته  تا بدین گونه عمق و ژرفای کلام موسیقی در بخش های گوناگون به روشنی پدیدار و هویدا گردد.

نوای موسیقی نوایی  بی آغاز و بی پایان و همیشگی است که نمی توان برایش زایش و تولدی در نظر گرفت ...

نوای موسیقی نوایی است که در جهان هستی تا همیشه ساری و جاری است.

در این میان تنها یک دلشده است که می تواند نت های موسیقی را در فضا و مکان ویژه خود بر خطوط حامل دیدگان قلبش نگریسته تا با ساز دلش آنگونه که باید؛ کوک شود.

این جاست که گیرنده هایی نیاز است تا امواج و فرکانس های موسیقی را به آواهایی دلنشین برگردانده  تا هوش احساس آدمی را به غلیان انداخته و طرح و نگاره هایی نو با ایده هایی نو آفریده شوند.

این گیرنده های آواهای ماندگار؛ انسان هایی هستند که  در زمان های گوناگون و با توجه به زمان و مکان و جایگاه ویژه ای که در آن بوده یا هستند ظهور و پدیدار گشته و نواهای  غم و شادی را از فیلتر احساس گذرانده تا در کسوت نوازنده و آهنگساز نت های احساسشان در گوش شنوندگانشان ماندگار شود.

" ناصر چشم آذر " یکی از برجستگان  شهیر موسیقی  ایران زمین در دهم دیماه 1329 زاده شد تا دوران کودکیش سرآغازی برای به ارتعاش درآوردن بسیاری از بسامدها و فرکانس هایی باشد که در جان جهان هستی پراکنده بوده است.

وی نزد پدر نوای موسیقی را به درون گوش های احساسش میهمان کرد تا بدین گونه دروازه ای نورانی برای ورودش به دنیای ساز و نوا  باشد.

وی با ممارست و عشق به موسیقی پلکان پیشرفت و ترقی را در نوردید تا آنجا که در سنین پایین جوایز و افتخارهای زیادی را کسب نمود.

" ناصر چشم آذر " در راستای آموزش های خویش از آموزگاران سرشناس و به نام همچون " مرتضی حنانه " و " ملک اصلانیان " بهره برد تا سرانجام بتواند با دوره ها و آموزش های گوناگون در داخل و خارج از کشور " یکی از پیشگامان سازهای الکترونیک در ایران " باشد .

آثارو یادبودهای بسیاری از خوانندگان مشهور و برجسته همچون " فائقه آتشین " با نام هنری " گوگوش " ، " داریوش " ، " پوران " ، " هایده "،" مهستی "، " حسین آهنیان مقدم " با نام هنری " افشین "، " محمد اصفهانی " و بسیاری دیگر که بی گمان در ذهن بیشتر ما ماندگار گشته؛ برخاسته از آهنگسازی و تنظیم استادانه و نگریستنی استاد " ناصر چشم آذر " است که با کارهای خوبش بیشتر صداهای خوانندگان را برایمان خاص و ویژه نموده است.

از آثار و یادبودهای بیشمار این موسیقیدان برجسته می توان به موسیقی فیلم های بیشماری اشاره نمود که با کارگردان های بزرگی همچون داریوش مهرجویی، تهمینه میلانی، کیومرث پوراحمد و ...  کلید خورده است.

وی همچنین در پهنه جشنواره های گوناگون داخلی و خارجی؛ تندیس ها و سیمرغ های بسیاری را؛ هم برای خود و هم برای سربلندی این سرزمین به همراه آورده است.

" باران عشق " ناصر چشم آذر را می توان یکی از شاهکارهای این بزرگ مرد موسیقی پاپ ایران دانست که همه ما کم و بیش با این آهنگ ها در رادیو و تلویزیون آشنا هستیم.

" دهم دیماه " زادروز این بزرگ مرد موسیقی ایران است که یاد و نامش  را گرامی داشته و برایش تندرستی و بهروزی همراه با ساخت و آفرینش آثار ماندگار دیگر آرزو می کنیم.


دوستان؛ در این جا " باران عشق " را ذخیره کنید.

 

 


برچسب‌ها: ناصر چشم آذر؛ زادروز ناصر چشم آذر؛ موسیقی پاپ, پیشگام سازهای الکترونیک در ایران
نویسنده : اشکان | ساعت 13:6 روز چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳
| لینک ثابت

  به یاد پدر شعر نوین پارسی ...

یکی از برجستگان شهیر دنیای شعر و ادب پارسی که در سبک و روش شعری طرح و نگاره ای نو در انداخت و با چرخش زاویه نگاهش به شعر نامش را با اندیشه هایش ماندگار و جاوید ساخت  " علی اسفندیاری " مشهور به " نیما یوشیج " است.

 دهکده یوش مازندران زادگاه بزرگ مردی است که دگرگون کننده شیوه ها و روش های هزارساله صنایع شعری است.

وی قالب ها و چهارچوب های شعری را در هم آمیخت تا بتواند سبکی نیمایی بیافریند تا پس از آن رهروان و شاگردانش همچون مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، منوچهر آتشی، شفیعی کدکنی و... بتوانند  این سبک نوین را به پیش برده و به کمال رسانند...

 به اعتقاد نیما، شعر زمانی منسجم است که اعضای آن دارای ارتباطی دقیق باهم هستند، و هر کدام از اعضا دقیقاً سر جای خودشان قرار بگیرند، نیما در حوزه محتوا و معنای شعر تحول اساسی ایجاد کرد. او معتقد است که هر کس باید از دریچه‌ نگاه خود هستی و پدیده‌ها را ببیند و شعرش نتیجه این طرز نگاه باشد...

 در این میان و به فراخور زادروز این بزرگ مرد (21 آبانماه 1276 خورشیدی ) یکی از آثار و یادبودها با نام " خانه ام ابری است " پیشکش دوستداران این سبک می شود.


 خانه ام ابریست

 یکسره روی زمین ابریست با آن

 از فراز گردنه خرد و خراب و مست

 باد می‌پیچید

 یکسره دنیا خراب از اوست

 و حواس من!

 

آی نی زن، که ترا آوای نی برده ست دور از ره، کجایی؟

 خانه ام ابری ست اما

 ابر بارانش گرفته‌ است

 در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم،

 من به روی آفتابم

 می‌برم در ساحت دریا نظاره

 و همه دنیا خراب و خرد از باد است

 و به ره، نی زن که دائم می نوازد نی، در این دنیای ابراندود

 راه خود را دارد اندر پیش .


برچسب‌ها: نیما یوشیج, خانه ام ابری است, یوش
نویسنده : اشکان | ساعت 12:11 روز شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۳
| لینک ثابت

  یادنامه فریدون فروغی

یار دبستانی دهه 50 خورشیدی یکی از صداپیشگان پر فروغی بود که در دل دوستارانش تا همیشه ماندگار شد .

در آخر دیگر آن قوزک پا یارای رفتن نداشت تا اینکه در 13 مهر 1380 زندون دل را رها کرده تا جای پایش در برگه های تاریخ موسیقی ایران ثبت و نگارش گردد.

یادش تا همیشه گرامی باد.

 


برچسب‌ها: فریدون فروغی؛ یادنامه فریدون فروغی
نویسنده : اشکان | ساعت 15:35 روز شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۳
| لینک ثابت

  یادبودهای نخستین روزهای ماه مهر ...
 

مهر ماه یادآور یادبودهای بیشماری است ...

 

یادبود شنیدن ترانه های روزهای آغاز مدرسه از رادیو و تلویزیون ...

یادبود خرید کیف و کفش نو برای آغاز سال آموزشی نو ...

یادبود دلهره های پیش از رفتن به مدرسه ...

یادبود دلتنگی ساعت های نبودن در کنار خانواده ...

یادبود روکش کردن پلاستیک روی کتاب های درسی ...

یادبود منگنه کردن کتاب ها ...

یادبود جدا کردن دستانت از دست مادر در ورودی به مدرسه ...

یادبود هلهله، گریه و لبخند در حیاط و سرای مدرسه ...

یادبود ایستادن در کناری غریب وار و ناآشنا همراه با گلویی بغض کرده...

یادبود آمدن دستی غریب ولی آشنا بر شانه هایمان برای آغاز یک دوستی تا ...

یادبود رفتن سر کلاس درس با نیمکت های سه نفره چوبی و تخته سیاه و گچ های سپید و قرمز که آموزگار با خودش می آورد ...

یادبود گذاردن کیف هایمان در داخل نیمکت و سبقت و پیش دستی برای کنار دیوار، میان و یا سر نیمکت نشستن ...

یادبود از جلو نظام گفتن های سر صف مدرسه ...

یادبود روزهایی که ناظم مدرسه از نیامدن آموزگار به مدرسه خبر می داد و...

یادبود دست به سینه نشستن ها و تخته سیاه به دو نیم شدن " خوب " و " بد " بوسیله مبصر کلاس ...

یادبود نگاه کردن به برنامه درسی هفته و تیک زدن زنگ های ورزش ...

یادبود از سرویس جاماندن ها و دیر به کلاس رسیدن ها و ...

 

یادش بخیر آن روزها؛ روزهای شاد و خوبی بود ... با همه دغدغه ها و گرفتاری های ویژه خودش...

 


 

دوستان خوب و دانش آموزان سالها و دهه های پیش؛

در تابلو دیدگاه ها یادبودهای نخستین روزهای  ماه مهر را با یادنوشته ها و نوستالژی های زمان خودتان نقاشی کنید .

 


برچسب‌ها: یادبود روز ماه مهر, آغاز سال آموزشی, مهر ماه و مدرسه
نویسنده : اشکان | ساعت 10:16 روز سه شنبه یکم مهر ۱۳۹۳
| لینک ثابت

  کلنل وزیری؛ فرمانروای بی بدیل موسیقی اصیل ایرانی

 

دنیای موسیقی هر سرزمین برخاسته از احساس های درونی انسان هایی است که با اشک ها و لبخندهای هم نوعان خویش هم ذات پنداری کرده تا شادی ها و غم ها؛ همچون کلیدی نمادین، آغازگر گشایش نغمه هایی باشند که به شکلی آهنگین و موزون بر حامل های قلب و اندیشه عاشقان و دلشدگان حمل شده و به گونه ای ماندگار در گوش جان شیفتگان تا همیشه آویز گردند. 

آوای موسیقی در گذرگاه زمان و در درازنای تاریخ، بسان آیینه ای تمام رخ از فرهنگ و آداب و رسوم و آیین هایی است که در برش های گوناگون زندگی انسان ها متبلور و شکوفا گشته تا در دستگاه های ویژه خود کوک و در گوشه قلب و ذهن دوستداران ماندگار بماند.

بی گمان خالق و آفریننده نواهای ماندگار، قلب های عاشقی هستند که با ذهنی نوآورانه و خلاق طرح و شکلی نو درانداخته تا بدین گونه ترنگ جان را در سازها ساری و جاری سازند.

در این راستا یکی از برجستگان و پیشگامان دنیای موسیقی ایران زمین با تارهای وجودی خویش کمانی به استواری اندیشه هایش ساخت تا تیرهایش همانا نت هایی باشند که از ژرفای قلبش به بیرون تراوش نموده و به ناچار بر قلب دوستداران این عرصه دلدادگی نشسته و بر صفحه زمان حکاکی و نگارش شوند.

" علینقی وزیری " آموزگاری بی بدیل و برجسته و از پیشکسوتان دنیای اصیل و ریشه دار موسیقی ایرانی در مهرماه 1266 خورشیدی پا به عرصه این گوی خاک نهاد تا دنیای دلنشین موسیقی ایرانی آبستن موجی نو در این وادی شود.

استاد " علینقی وزیری "  پژوهشگر، موسیقی دان و نوازنده چیره دست تار و ویولن با بررسی و مطالعه در رشته های گوناگون  موسیقی،  بسترها و زیرساخت های آکادمیک دانش موسیقی را در ایران بنیان نهاد تا ضمن شناسایی استعدادهای نهفته در این زمینه،  سبب رشد و شکوفایی هر چه بهتر و بیشتر علم بیان احساسات در میان دلشدگان این پهنه باشد.

در این میان وی در مکتب اساتید بزرگی همچون درویش خان، حسین علی خان و دیگر بزرگان آن زمان رشد کرده و از داشته های معنوی آنان بهره مند و مستفیذ گردید تا جایی که در فراسوی این مرز و بوم به کسب کردن دانش موسیقی پرداخت و دانش آموخته آموزشگاه عالی موسیقی در فرانسه و هنرستان موسیقی برلن در آلمان گردید.

استاد علینقی وزیری را می توان بنیانگذار مدرسه موسیقی در سال 1302 خورشیدی وهمچنین ابداع کننده علامت های سُری و کُرُن در زمینه نت نویسی دانست که با گذاشتن این نشانه ها پیش از هر نُت آن را به اندازه ربع پرده زیرتر می کند.

در گذر زمان شاگردان بسیاری از پیشگاه این آموزگار شهیر ایرانی بهره جستند که می توان به بزرگانی همچون ابوالحسن صبا، روح ا... خالقی، جواد معروفی، موسی معروفی، تیمور پورتراب، اسماعیل مهرتاش، حشمت سنجری و بسیاری از بزرگان و نام آوران موسیقی ایرانی اشاره نمود که هر کدام سبکی ویژه در موسیقی ایرانی ساخته و پرداخته کردند.

از وی در زمینه هنر و زیباشناسی موسیقی سخنرانی های بیشماری به یادگار مانده که مجموعه این سخنرانی ها بوسیله سعید نفیسی جمع آوری و چاپ گردید.

کلنل وزیری این فرمانروای موسیقی ایران آثار مکتوب و قطعات به یادماندنی بسیاری برای مردم این سرزمین به یادگار نهاد که می توان به سمفونی نفت، دخترژولیده، بندباز، وصال دوست، سرود ای وطن، سرود مهر ایران، ژیمناستیک های موزیکال و ... اشاره نمود.

وی در زندگی پربار خویش و همراه داشتن کوله باری از تجربه ها و دانش های گوناگون در زمینه موسیقی، یادبودهای ماندگار بیشماری  برای مردمان هم نسل خود و پس از خود برجای نهاد.

وی سرانجام در هجدهم شهریورماه  1358 و در سن 92 سالگی قفس تن را رها نمود تا نامش به همراه آواهای گوش نوازش برای همیشه ماندگار بماند.

 

یادش گرامی و نامش ماندگار .


برچسب‌ها: علینقی وزیری, کلنل وزیری, فرمانروای بی بدیل موسیقی, بنیانگذار مدرسه موسیقی
نویسنده : اشکان | ساعت 8:19 روز سه شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۳
| لینک ثابت

  کیمیایی به نام آزادی ...

 

آزادی درچارچوب انسانی و اخلاقی همچون درخت تنومند و سایه گستری است که رهگذران نشسته بر زیر سایه اش، آزاد اندیشان، آزادیخواهان و همه مردمان سرزمین ها هستند.

آزادی؛ بزرگترین و اساسی ترین حق هر موجود بوده که آفریدگار و هستی در این برش از زندگی برایش به ارمغان آورده است...

آزادی در این روزگار همچون روزگار پدران و مادران و نیاکانمان؛ همچون پرنده ای است که بدست دژخیمان زمان با اندیشه های پوسیده و زنگ زده واپسگرایی زخم برداشته تا همچنان کیمیایی ارزشمند و نایاب در روزگار هر انسان و در هر عصر و زمان باشد .

نمونه بارز آن، اندیشه های موجوداتی پست همچون داعش و زورمدارانی است که در بخش های گوناگون این گوی خاکی آزادی های تعریف شده خودشان را به قیمت جان و مال هزاران انسان با هر ابزاری توجیح می کنند ...

 

در این میان " امیرهوشنگ ابتهاج " از آزاد اندیشان این سرزمین که خامه اش را در دوات اندیشه غلتانده ، در پناه" سایه" نگاهش، آزادی را فریاد می کشد و می سراید :

 

در ادامه نوشتار می آید ...


برچسب‌ها: هوشنگ ابتهاج, آزادی, داعش
 ادامه مطلب
نویسنده : اشکان | ساعت 10:55 روز دوشنبه سوم شهریور ۱۳۹۳
| لینک ثابت