به نام خدا
تو را ای وطن دوست دارم
 

  بهار؛ آغازی برای خیش زدن خویشتن

زمین دگر باره در یک چرخه منظم و سازمند، از خواب خوش زمستانی که چهره اش را با انبوهی از کریستال های سپید و بارش های زلال و مهرگونه آفرینش در هم آمیخته بود با تابش آفتاب بهاری همراه با  آواز دلنشین پرندگان، سرمست از بوی گل های بهاری سر از بالین به در آورده تا بستری گرم را درگستره ای سترگ از گیتی به تمام آفریدگان روی زمین ارمغان دهد...

 

در این چرخه  آفرینش که زمان بسوی بی کران ها پیش می رود پیام  زایش ها، رشد و نموها و بالندگی ها را همراه و هم ساز خود می سازد تا بدین شکل و گونه جنبش و پویایی جهان هستی را که یکی از روشن ترین و راستینه ترین راستین هاست را بر دیدگان موجودات جهان بیاراید.

 

در این راستا؛ گوی خاکی و زمینی ما نیز که بخش و بندی از جهان بی پایان آفرینش است در رهگذر این جنب و جوش های هستی و کائناتی، چهار فصل و موسم زیبا را یکی پس از دیگری در می نوردد تا هر یک به نوبه خود بستری برای ادامه زندگی و زیستن موجودات گوناگون در ابعاد وجودی خویش باشند .

 

بی گمان موسم بهار زمانی درخور و بهنگام  برای گسترده شدن فرش های سبز در پهن دشت سرای زمین به همراه چشم اندازی  زیبا و آرام بخش بر قلب طبیعت و زیستگاه خداوندی است که در آن هنگامه باغ و دشت و دمن، رنگ و آرایش تازه ای بر چهره زده و برچشم ها سرمه کشیده و سرزندگی و  شور و شادی را به پیرامون می پراکنند.

 

اکنون که در این موسم، زمین به شکلی نگریستنی زینت یافته و شکوفه های بهاری مشام هوا را سرشار از بوی خوش کرده و موسیقی و آهنگ پرندگان خوش آواز، گوش ها را نوازش می کنند و سبزه زارها با نسیم خوش نوروزی به شکلی خرامان به پایکوبی می پردازند، در این میان؛ منِ انسان نیز باید آغازگر یک جنبش درونی باشم...

 

 آغازی برای خیش زدن خویشتن ...

آغازی برای شناخت و بازگشت از خود بیرونی به خود درونی خویش ...

 آغازی برای بیدار کردن کودک درون خویش...

 آغازی برای خانه تکانی و زدودن گرد و غبار منیت ها و خودخواهی ها و هر گونه سرشت بد و اهریمنی از کاشانه وجودی خویش ...

آغازی برای نمایان کردن تصویر و چهره ای پاک و بی آلایش از خود راستینمان...

 

این آغاز شدن ها می تواند دروازه ورود انسان به شناخت از خود و در پی آن خدای اندیشه های خود باشد.

 

همانگونه که موسم بهار مایه دگرگونی زیستگاه و طبیعت خداوندی به بهترین شکل ممکن می شود، بهار اندیشه نیز می تواند سبب رشد و شکوفایی باغچه ذهنمان گشته و بهترین دگرگونی های درونی را برایمان به ارمغان آورده و در تمام وجودمان تا همیشه زندگیمان ساری و جاری سازد.

 

 

 

سال نو ...

 

بر هم میهنان شاد و خجسته باد.


برچسب‌ها: بهار؛ نوروز؛ آغازی برای خیش زدن خویشتن
نویسنده : اشکان | ساعت 7:38 روز شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴
| لینک ثابت

  سپندارمزگان؛ نامی برخاسته از عشق و دوستی...

هر دیار و سرزمینی پیشینه های گوناگون و ویژه خود را که برخاسته از داشته ها، اندوخته ها، آموزه ها و یادبودهای گذشتگان خویش بوده هماره در گنجه های ملی خود نگاهداری و نگاهبانی نموده تا بدین شکل و در درازنای زمان آن هویت ها و کیستی های دیرینه و کهن سینه به سینه و دست به دست گشته تا بدین گونه و در زمان ویژه خود، نمایی از بودنشان را بر همگان بنمایانند.

در این میان سرزمین ایران که نامش آراسته و زینت یافته به هزاران فرهنگ نیکو و نگریستنی و غنی از گذشته های دور تا اکنون است جشن های بسیاری را در ذهن زیبای خود به یادگار داشته که هر کدام با ریشه های تبارمند و اصیل خود فلسفه وجودی خویش را در قلب زمان به نگارش آورده و پیام هایی سرشار از انسان دوستی ، مهرورزی و عشق را بر سردرب کاشانه شان آویخته داشته اند.

یکی از هزاران روزهای نیک  این سرزمین که سرمنشا بسیاری  از دیگر جشن ها در سرتاسر این گوی خاکی گردیده و چه بسا خود نیز در میان آن روزها و جشن های پس از خود گم  و نادیده گشته  " روز سپندارمزگان " است که نماد و نوری از سرچشمه عشق و دوستی و نیک خواهی و همچنین زایش و باروری زمین و پیوند خورده با نام ورجاوند مادر به سبب بارور بودنش می باشد.

بی گمان فرهنگ ما فرهنگی شاد گستر بوده که با گذر زمان و در پی ناآگاهی ها به بوته فراموشی سپرده شده و چند گاهی بس دراز است که این شادی کردن ها و ابراز نمودن این جشن و سرورها را از سرزمین های بیگانه می دانیم و اندیشه مان بر این استوار است که این رویدادها را به شکلی وارداتی همچون چیزهای دیگر به سرزمین مان آورده ایم و می خواهیم با رنگ و بوی باختری و غربی آن را به یکدیگر پیشکش نماییم و ناآگاه از این هستیم که خودمان این روز و روزهای این چنینی را با گستردگی بسیاری داشته ولی منبع و سرچشمه اش را گم کرده ایم...

هر چند عشق ورزیدن به هر زبانی زیباست ولی چرا آنچه را که خود داشته ایم را از دیگران بدانیم و بخواهیم! عشق تنها اکسیر راست و واقعی است که باید به کمال رسیده تا  آنگاه بتواند در دل دل سپردگان نشسته و جوانه زند و با اشک عاشقان آبیاری گردد.

تمام این گونه روزهای شاد و جشن و سرورها برای شاد کردن خودمان و پیرامونمان و به یادآوردن آن بخش از وجودمان است که سرشار از عشق و دوست داشتن هاست ولی در برشی از زمان ممکن است دیگر مسایل و مشکلات زندگی آن ها را در سایه نگاه داشته باشد...

تنها با آگاهی دادن هاست که مردممان خواهند دانست که ما نیز روزهایی همچون عشق را با نام " سپندارمزگان " داشته ایم و می توانیم آن را به یکدیگر ارمغان دهیم.

بیاییم پیش از نگاه کردن به دست دیگران، دستان خودمان و داشته های خودمان را نیز ببینیم و سرکی به گنجه های کهن و قدیمی خویش بزنیم تا اینکه بخواهیم از موزه های دیگران و داشته هایشان که چه بسا غرامت های گرفته شده از فرهنگ ما بوده است را برای خود داشته باشیم و پیش از هر الگو پذیری بتوانیم و تلاش کنیم و بخواهیم که الگو مدار باشیم.


برچسب‌ها: سپندارمزگان؛عشق و دوستی ایرانی
نویسنده : اشکان | ساعت 15:8 روز سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳
| لینک ثابت

  ناصر چشم آذر؛ آهنگسازی برای تمام فصل ها

به فراخور زادروز ناصر چشم آذر؛ موسیقی دان و آهنگساز

نوای موسیقی یکی از ماندگارترین و تاثیرگذارترین آواهایی است که قلب و جان هر جانداری را به شکلی دگرگون ساخته تا بیانی باشد در راستای رشد و پویایی و ماندگاری.

آوای موسیقی از چنان فریبندگی و افسونگری برخوردار است که  بسیاری را در صنایع گوناگون صنعتی و تجاری و فضاها و مکان های مینوی و معنوی ... در جهت و همسو با رشد و بهره وری بالا به خدمت گرفته  تا بدین گونه عمق و ژرفای کلام موسیقی در بخش های گوناگون به روشنی پدیدار و هویدا گردد.

نوای موسیقی نوایی  بی آغاز و بی پایان و همیشگی است که نمی توان برایش زایش و تولدی در نظر گرفت ...

نوای موسیقی نوایی است که در جهان هستی تا همیشه ساری و جاری است.

در این میان تنها یک دلشده است که می تواند نت های موسیقی را در فضا و مکان ویژه خود بر خطوط حامل دیدگان قلبش نگریسته تا با ساز دلش آنگونه که باید؛ کوک شود.

این جاست که گیرنده هایی نیاز است تا امواج و فرکانس های موسیقی را به آواهایی دلنشین برگردانده  تا هوش احساس آدمی را به غلیان انداخته و طرح و نگاره هایی نو با ایده هایی نو آفریده شوند.

این گیرنده های آواهای ماندگار؛ انسان هایی هستند که  در زمان های گوناگون و با توجه به زمان و مکان و جایگاه ویژه ای که در آن بوده یا هستند ظهور و پدیدار گشته و نواهای  غم و شادی را از فیلتر احساس گذرانده تا در کسوت نوازنده و آهنگساز نت های احساسشان در گوش شنوندگانشان ماندگار شود.

" ناصر چشم آذر " یکی از برجستگان  شهیر موسیقی  ایران زمین در دهم دیماه 1329 زاده شد تا دوران کودکیش سرآغازی برای به ارتعاش درآوردن بسیاری از بسامدها و فرکانس هایی باشد که در جان جهان هستی پراکنده بوده است.

وی نزد پدر نوای موسیقی را به درون گوش های احساسش میهمان کرد تا بدین گونه دروازه ای نورانی برای ورودش به دنیای ساز و نوا  باشد.

وی با ممارست و عشق به موسیقی پلکان پیشرفت و ترقی را در نوردید تا آنجا که در سنین پایین جوایز و افتخارهای زیادی را کسب نمود.

" ناصر چشم آذر " در راستای آموزش های خویش از آموزگاران سرشناس و به نام همچون " مرتضی حنانه " و " ملک اصلانیان " بهره برد تا سرانجام بتواند با دوره ها و آموزش های گوناگون در داخل و خارج از کشور " یکی از پیشگامان سازهای الکترونیک در ایران " باشد .

آثارو یادبودهای بسیاری از خوانندگان مشهور و برجسته همچون " فائقه آتشین " با نام هنری " گوگوش " ، " داریوش " ، " پوران " ، " هایده "،" مهستی "، " حسین آهنیان مقدم " با نام هنری " افشین "، " محمد اصفهانی " و بسیاری دیگر که بی گمان در ذهن بیشتر ما ماندگار گشته؛ برخاسته از آهنگسازی و تنظیم استادانه و نگریستنی استاد " ناصر چشم آذر " است که با کارهای خوبش بیشتر صداهای خوانندگان را برایمان خاص و ویژه نموده است.

از آثار و یادبودهای بیشمار این موسیقیدان برجسته می توان به موسیقی فیلم های بیشماری اشاره نمود که با کارگردان های بزرگی همچون داریوش مهرجویی، تهمینه میلانی، کیومرث پوراحمد و ...  کلید خورده است.

وی همچنین در پهنه جشنواره های گوناگون داخلی و خارجی؛ تندیس ها و سیمرغ های بسیاری را؛ هم برای خود و هم برای سربلندی این سرزمین به همراه آورده است.

" باران عشق " ناصر چشم آذر را می توان یکی از شاهکارهای این بزرگ مرد موسیقی پاپ ایران دانست که همه ما کم و بیش با این آهنگ ها در رادیو و تلویزیون آشنا هستیم.

" دهم دیماه " زادروز این بزرگ مرد موسیقی ایران است که یاد و نامش  را گرامی داشته و برایش تندرستی و بهروزی همراه با ساخت و آفرینش آثار ماندگار دیگر آرزو می کنیم.


دوستان؛ در این جا " باران عشق " را ذخیره کنید.

 

 


برچسب‌ها: ناصر چشم آذر؛ زادروز ناصر چشم آذر؛ موسیقی پاپ, پیشگام سازهای الکترونیک در ایران
نویسنده : اشکان | ساعت 13:6 روز چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳
| لینک ثابت

  به یاد پدر شعر نوین پارسی ...

یکی از برجستگان شهیر دنیای شعر و ادب پارسی که در سبک و روش شعری طرح و نگاره ای نو در انداخت و با چرخش زاویه نگاهش به شعر نامش را با اندیشه هایش ماندگار و جاوید ساخت  " علی اسفندیاری " مشهور به " نیما یوشیج " است.

 دهکده یوش مازندران زادگاه بزرگ مردی است که دگرگون کننده شیوه ها و روش های هزارساله صنایع شعری است.

وی قالب ها و چهارچوب های شعری را در هم آمیخت تا بتواند سبکی نیمایی بیافریند تا پس از آن رهروان و شاگردانش همچون مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، منوچهر آتشی، شفیعی کدکنی و... بتوانند  این سبک نوین را به پیش برده و به کمال رسانند...

 به اعتقاد نیما، شعر زمانی منسجم است که اعضای آن دارای ارتباطی دقیق باهم هستند، و هر کدام از اعضا دقیقاً سر جای خودشان قرار بگیرند، نیما در حوزه محتوا و معنای شعر تحول اساسی ایجاد کرد. او معتقد است که هر کس باید از دریچه‌ نگاه خود هستی و پدیده‌ها را ببیند و شعرش نتیجه این طرز نگاه باشد...

 در این میان و به فراخور زادروز این بزرگ مرد (21 آبانماه 1276 خورشیدی ) یکی از آثار و یادبودها با نام " خانه ام ابری است " پیشکش دوستداران این سبک می شود.


 خانه ام ابریست

 یکسره روی زمین ابریست با آن

 از فراز گردنه خرد و خراب و مست

 باد می‌پیچید

 یکسره دنیا خراب از اوست

 و حواس من!

 

آی نی زن، که ترا آوای نی برده ست دور از ره، کجایی؟

 خانه ام ابری ست اما

 ابر بارانش گرفته‌ است

 در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم،

 من به روی آفتابم

 می‌برم در ساحت دریا نظاره

 و همه دنیا خراب و خرد از باد است

 و به ره، نی زن که دائم می نوازد نی، در این دنیای ابراندود

 راه خود را دارد اندر پیش .


برچسب‌ها: نیما یوشیج, خانه ام ابری است, یوش
نویسنده : اشکان | ساعت 12:11 روز شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۳
| لینک ثابت

  یادنامه فریدون فروغی

یار دبستانی دهه 50 خورشیدی یکی از صداپیشگان پر فروغی بود که در دل دوستارانش تا همیشه ماندگار شد .

در آخر دیگر آن قوزک پا یارای رفتن نداشت تا اینکه در 13 مهر 1380 زندون دل را رها کرده تا جای پایش در برگه های تاریخ موسیقی ایران ثبت و نگارش گردد.

یادش تا همیشه گرامی باد.

 


برچسب‌ها: فریدون فروغی؛ یادنامه فریدون فروغی
نویسنده : اشکان | ساعت 15:35 روز شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۳
| لینک ثابت

  یادبودهای نخستین روزهای ماه مهر ...
 

مهر ماه یادآور یادبودهای بیشماری است ...

 

یادبود شنیدن ترانه های روزهای آغاز مدرسه از رادیو و تلویزیون ...

یادبود خرید کیف و کفش نو برای آغاز سال آموزشی نو ...

یادبود دلهره های پیش از رفتن به مدرسه ...

یادبود دلتنگی ساعت های نبودن در کنار خانواده ...

یادبود روکش کردن پلاستیک روی کتاب های درسی ...

یادبود منگنه کردن کتاب ها ...

یادبود جدا کردن دستانت از دست مادر در ورودی به مدرسه ...

یادبود هلهله، گریه و لبخند در حیاط و سرای مدرسه ...

یادبود ایستادن در کناری غریب وار و ناآشنا همراه با گلویی بغض کرده...

یادبود آمدن دستی غریب ولی آشنا بر شانه هایمان برای آغاز یک دوستی تا ...

یادبود رفتن سر کلاس درس با نیمکت های سه نفره چوبی و تخته سیاه و گچ های سپید و قرمز که آموزگار با خودش می آورد ...

یادبود گذاردن کیف هایمان در داخل نیمکت و سبقت و پیش دستی برای کنار دیوار، میان و یا سر نیمکت نشستن ...

یادبود از جلو نظام گفتن های سر صف مدرسه ...

یادبود روزهایی که ناظم مدرسه از نیامدن آموزگار به مدرسه خبر می داد و...

یادبود دست به سینه نشستن ها و تخته سیاه به دو نیم شدن " خوب " و " بد " بوسیله مبصر کلاس ...

یادبود نگاه کردن به برنامه درسی هفته و تیک زدن زنگ های ورزش ...

یادبود از سرویس جاماندن ها و دیر به کلاس رسیدن ها و ...

 

یادش بخیر آن روزها؛ روزهای شاد و خوبی بود ... با همه دغدغه ها و گرفتاری های ویژه خودش...

 


 

دوستان خوب و دانش آموزان سالها و دهه های پیش؛

در تابلو دیدگاه ها یادبودهای نخستین روزهای  ماه مهر را با یادنوشته ها و نوستالژی های زمان خودتان نقاشی کنید .

 


برچسب‌ها: یادبود روز ماه مهر, آغاز سال آموزشی, مهر ماه و مدرسه
نویسنده : اشکان | ساعت 10:16 روز سه شنبه یکم مهر ۱۳۹۳
| لینک ثابت

  کلنل وزیری؛ فرمانروای بی بدیل موسیقی اصیل ایرانی

 

دنیای موسیقی هر سرزمین برخاسته از احساس های درونی انسان هایی است که با اشک ها و لبخندهای هم نوعان خویش هم ذات پنداری کرده تا شادی ها و غم ها؛ همچون کلیدی نمادین، آغازگر گشایش نغمه هایی باشند که به شکلی آهنگین و موزون بر حامل های قلب و اندیشه عاشقان و دلشدگان حمل شده و به گونه ای ماندگار در گوش جان شیفتگان تا همیشه آویز گردند. 

آوای موسیقی در گذرگاه زمان و در درازنای تاریخ، بسان آیینه ای تمام رخ از فرهنگ و آداب و رسوم و آیین هایی است که در برش های گوناگون زندگی انسان ها متبلور و شکوفا گشته تا در دستگاه های ویژه خود کوک و در گوشه قلب و ذهن دوستداران ماندگار بماند.

بی گمان خالق و آفریننده نواهای ماندگار، قلب های عاشقی هستند که با ذهنی نوآورانه و خلاق طرح و شکلی نو درانداخته تا بدین گونه ترنگ جان را در سازها ساری و جاری سازند.

در این راستا یکی از برجستگان و پیشگامان دنیای موسیقی ایران زمین با تارهای وجودی خویش کمانی به استواری اندیشه هایش ساخت تا تیرهایش همانا نت هایی باشند که از ژرفای قلبش به بیرون تراوش نموده و به ناچار بر قلب دوستداران این عرصه دلدادگی نشسته و بر صفحه زمان حکاکی و نگارش شوند.

" علینقی وزیری " آموزگاری بی بدیل و برجسته و از پیشکسوتان دنیای اصیل و ریشه دار موسیقی ایرانی در مهرماه 1266 خورشیدی پا به عرصه این گوی خاک نهاد تا دنیای دلنشین موسیقی ایرانی آبستن موجی نو در این وادی شود.

استاد " علینقی وزیری "  پژوهشگر، موسیقی دان و نوازنده چیره دست تار و ویولن با بررسی و مطالعه در رشته های گوناگون  موسیقی،  بسترها و زیرساخت های آکادمیک دانش موسیقی را در ایران بنیان نهاد تا ضمن شناسایی استعدادهای نهفته در این زمینه،  سبب رشد و شکوفایی هر چه بهتر و بیشتر علم بیان احساسات در میان دلشدگان این پهنه باشد.

در این میان وی در مکتب اساتید بزرگی همچون درویش خان، حسین علی خان و دیگر بزرگان آن زمان رشد کرده و از داشته های معنوی آنان بهره مند و مستفیذ گردید تا جایی که در فراسوی این مرز و بوم به کسب کردن دانش موسیقی پرداخت و دانش آموخته آموزشگاه عالی موسیقی در فرانسه و هنرستان موسیقی برلن در آلمان گردید.

استاد علینقی وزیری را می توان بنیانگذار مدرسه موسیقی در سال 1302 خورشیدی وهمچنین ابداع کننده علامت های سُری و کُرُن در زمینه نت نویسی دانست که با گذاشتن این نشانه ها پیش از هر نُت آن را به اندازه ربع پرده زیرتر می کند.

در گذر زمان شاگردان بسیاری از پیشگاه این آموزگار شهیر ایرانی بهره جستند که می توان به بزرگانی همچون ابوالحسن صبا، روح ا... خالقی، جواد معروفی، موسی معروفی، تیمور پورتراب، اسماعیل مهرتاش، حشمت سنجری و بسیاری از بزرگان و نام آوران موسیقی ایرانی اشاره نمود که هر کدام سبکی ویژه در موسیقی ایرانی ساخته و پرداخته کردند.

از وی در زمینه هنر و زیباشناسی موسیقی سخنرانی های بیشماری به یادگار مانده که مجموعه این سخنرانی ها بوسیله سعید نفیسی جمع آوری و چاپ گردید.

کلنل وزیری این فرمانروای موسیقی ایران آثار مکتوب و قطعات به یادماندنی بسیاری برای مردم این سرزمین به یادگار نهاد که می توان به سمفونی نفت، دخترژولیده، بندباز، وصال دوست، سرود ای وطن، سرود مهر ایران، ژیمناستیک های موزیکال و ... اشاره نمود.

وی در زندگی پربار خویش و همراه داشتن کوله باری از تجربه ها و دانش های گوناگون در زمینه موسیقی، یادبودهای ماندگار بیشماری  برای مردمان هم نسل خود و پس از خود برجای نهاد.

وی سرانجام در هجدهم شهریورماه  1358 و در سن 92 سالگی قفس تن را رها نمود تا نامش به همراه آواهای گوش نوازش برای همیشه ماندگار بماند.

 

یادش گرامی و نامش ماندگار .


برچسب‌ها: علینقی وزیری, کلنل وزیری, فرمانروای بی بدیل موسیقی, بنیانگذار مدرسه موسیقی
نویسنده : اشکان | ساعت 8:19 روز سه شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۳
| لینک ثابت

  کیمیایی به نام آزادی ...

 

آزادی درچارچوب انسانی و اخلاقی همچون درخت تنومند و سایه گستری است که رهگذران نشسته بر زیر سایه اش، آزاد اندیشان، آزادیخواهان و همه مردمان سرزمین ها هستند.

آزادی؛ بزرگترین و اساسی ترین حق هر موجود بوده که آفریدگار و هستی در این برش از زندگی برایش به ارمغان آورده است...

آزادی در این روزگار همچون روزگار پدران و مادران و نیاکانمان؛ همچون پرنده ای است که بدست دژخیمان زمان با اندیشه های پوسیده و زنگ زده واپسگرایی زخم برداشته تا همچنان کیمیایی ارزشمند و نایاب در روزگار هر انسان و در هر عصر و زمان باشد .

نمونه بارز آن، اندیشه های موجوداتی پست همچون داعش و زورمدارانی است که در بخش های گوناگون این گوی خاکی آزادی های تعریف شده خودشان را به قیمت جان و مال هزاران انسان با هر ابزاری توجیح می کنند ...

 

در این میان " امیرهوشنگ ابتهاج " از آزاد اندیشان این سرزمین که خامه اش را در دوات اندیشه غلتانده ، در پناه" سایه" نگاهش، آزادی را فریاد می کشد و می سراید :

 

در ادامه نوشتار می آید ...


برچسب‌ها: هوشنگ ابتهاج, آزادی, داعش
 ادامه مطلب
نویسنده : اشکان | ساعت 10:55 روز دوشنبه سوم شهریور ۱۳۹۳
| لینک ثابت

  پرویز شاپور در کاریکلماتورهایش زاده شد...

 

بی گمان یکی از اساسی ترین و درعین حال ساده ترین پل ارتباطی و هم پیوندی انسان ها با یکدیگر را واژگانی با بار معنایی ویژه خود تشکیل می دهند که از همبستگی و پیوند واژگان در کنار یکدیگر جملات و جستارهایی متولد می شوند که می توانند در برش های مختلف زمان بر بخش های گوناگون زندگی انسانها فرمانروایی بی چون و چرا باشند.

در این میان انرژی های گوناگون و بیشماری دنیای واژگان را در بر می گیرند.  گاه زمانی از ژرفای قلبِ واژگان؛ جمله ها و رسته گانی با مضمون و درونمایه عشق، دوست داشتن، امید به زندگی ، صلح و آشتی و ...  یا جمله ها و جستارهایی برخاسته از کینه و نفرت، شرارت، دشمنی، جنگ و ویرانی و ... زاییده می شوند.

همچنین در راستای شناخت میراث و داشته های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی هر سرزمین؛ زبان شناسان و آگاهان به فرهنگ های بومی و ملی؛ فرهنگ های لغت و واژه نامه هایی را به گستره فرهنگ همگانی یک ملت شکل می دهند تا بدین گونه  پل های گفتمانی در پهنه های گفتار انسانی برقرار و نهادینه شوند.

در همین راستا دنیای ادبیات ایران زبان شناسان و برجستگان بیشماری را به خود دیده که در زایش واژگان پارسی این سرزمین سهمی بسزا داشته اند.

در این میان یکی از نویسندگان و روزنامه نگاران این سرزمین با ابداع سبک و گونه ای نوین در ادبیات ایران نام خود را در میان دیگر برجستگان این وادی جای داد و نامش را پرآوازه ساخت.

" پرویز شاپور " مبتکر نوشته و نگارش های تک خطی با ظرافت ها و تیزنگری های شاعرانه و طنزگونه ای است که برای نخستین بار احمد شاملو در نشریه خوشه به عنوان سردبیر  بر آن نوشتارها  نام " کاریکلماتور " گذارد تا بدین گونه ادبیات ایران در برشی از زمان گونه ای متفاوت از اندیشه های پویای آن مرد را در دل خود ثبت کند و بدین گونه این واژه در 21 خردادماه 1346 متولد شد.

 " کاریکلماتور"  به گفته یکی از دوستان و همکاران شاپور " کاریکاتوری است که با کلمات نوشته می شود."

اینگونه بود که " پرویزشاپور " در کاریکلماتورهایش زاده شد و سبب گردید سایه پر رنگ همسرش؛ فروغ فرخزاد که بر زندگی هنری اش گسترده شده بود کنار رفته و با تابش اندیشه هایش، شخصیت ادبی مستقل و خودپایی را برای خود بنا نهد.

وی پس از جدایی از فروغ فرخزاد توانست به وصال هنری خود رسیده و نام " پدر کاریکالماتور ایران " را برای خود در تاریخ ادبیات ایران ثبت کند.

سرانجام پرویز شاپور طی یک دوره بیماری در روز پانزدهم مردادماه 1378 پس از 76 سال زندگی رخت از این دنیای خاکی بربست تا یاد و نامش به همراه آثار برگزیده و نگریستنی اش همواره در ادبیات این سرزمین زنده و جاوید بماند.

 

در اینجا چند نمونه کاریکالماتور برای آشنایی بیشتر دوستان آورده می شود ...

به نگاهم خوش آمدی.

رد پای ماهی نقش بر آب است.

گل آفتابگردان در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی می کند.

زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی رود.

در خشکسالی آب از آب تکان نمی خورد.

اگر خودم هم مثل ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسیده بودم.

قلبم پرجمعیت ترین شهر دنیاست.


برچسب‌ها: کاریکالماتور؛ پرویز شاپور؛ همسر فروغ فرخزاد
نویسنده : اشکان | ساعت 12:50 روز چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۳
| لینک ثابت

  چهارمضراب استاد ملک لیلی را به گریه می انداخت ...
 

به فراخور زادروز استاد اسداله ملک ...

سرزمینمان ایران در گاهواره موسیقیایی خویش فرزندان شایسته بیشماری را همواره پرورش داده که بی گمان هر یک از آنان همچون ستارگانی درخشان؛ آسمان نیلی این سرزمین را با توانمندی های ذاتی و خدایی خویش نورانی کرده و بارانی از دلشدگی را بر دشت های تشنه دلشدگان موسیقی سرازیرکرده اند.

بی گمان آوای ساز این فرزندان نیک نام دنیای موسیقی برخاسته از احساس های پاک و بی آلایشی است که از انرژی های هستی نشات گرفته تا با نامشان هم پیوند و هم ساز گشته و در گوش و قلب زمان تا همیشه ساری و جاری گردد.

این برجستگان دنیای موسیقی ایران زمین هماره تَرَنگ و لرزش زهِ سازشان، یادآور شادی ها و غم هایی است که در بازه های زمانی گوناگون شکل و زایش یافته تا شنوندگانشان را به دنیاهای درونی خود بکشانند.

در این میان یکی از بزرگان و پیشکسوتان عاشق پیشه پهنه موسیقی ایران زمین که با پنجه های سحرانگیز خود لرزه ای آرشه وار و شیرین بر تارهای قلب عاشقان این وادی کشید تا جایگاهش را درمیان دیگر ستارگان موسیقی این دیار ماندگار و جاوید سازد زنده یاد استاد " اسد ا... ملک " بود.

استاد " اسدا... ملک " نوازنده چیره دست ویولون و کمانچه فرای شور و ذوق ذاتی خویش از اساتیدی بنام همچون ابوالحسن صبا و روح الله خالقی و دیگر بزرگان آن زمان بهره مند گردید تا استعداد و توانایی و شایستگی هایش بدست آن بزرگ مردان موسیقی اصیل و ریشه دار ایرانی رشد و پرورش یافته تا بتواند آن روح بلندپرواز خویش را در میان سیم و زه سازش به تکاپو و گردش درآورده و زلالی سازش را نمایان سازد.

وی با تلاش و ممارست خویش توانست سبک منحصربه فرد و بی همتایی در نوازندگی و آهنگسازی بیافریند و درهای بسته بسیاری را برای این موسیقی بگشاید که از میان آثار متعدد و به یادماندنی استاد ملک  چهارمضراب " گریه لیلی " از ساخته های وی جایگاه ویژه ای برای خود داشته است.  این چیره دستی استاد بدانجا رسید که آوازه سازش به فراسوی این سرزمین رفت و یکی از معروفترین و مشهورترین نوازندگان ویولون در تاریخ موسیقی جهان معاصر را شیفته سبک خویش ساخت ...

" یهودی منوهین " نوازنده معروف ویولون که از بهترین‌های تاریخ موسیقی جهان محسوب می‌شود در سفرش به ایران به صورت اتفاقی با ساز ملک آشنا و به شدت شیفته مکتب استاد می‌شود که این آشنایی موجب دعوت‌های بین‌المللی از استاد ملک می‌شود. در پی آن؛ ملک به همراه گروهی از اساتید در جشنواره‌هایی در ایتالیا و فرانسه و... شرکت کرده و رتبه نخست را در برخی جشنواره‌ها نصیب خود می‌کند.

وی جدا از نوازندگی ویولون ،کمانچه را به زیبایی مینواخت ولی متأسفانه اثار تصویری زیادی از کمانچه نوازی وی در دست نیست.

این استاد برجسته موسیقی ایران در 14 مردادماه 1320 در تهران متولد شد تا برگ زرین دیگری از آثار ماندگار در دفتر موسیقی اصیل ایرانی ثبت و نگارش شود و با رفتنش از این گوی خاک در سال 1380بار غم بردوش دوستدارانش نهاد .

یاد و نامش در قلب دوستدارانش همواره ماندگار و جاوید است.


برچسب‌ها: استاد اسدا, ملک؛ ویولون ملک؛ زادروز اسداله ملک
نویسنده : اشکان | ساعت 8:5 روز سه شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۳
| لینک ثابت